آسمون آبی
!!!همه چیز از همه جا... فعلا خاطرات مدرسه!!!
سلام...سلام...سلام جمعه رفتیم هتل همای شماره 2 توی مشهد جای همه ی مشهدی ها و غیر مشهدی ها خالی بود من و سعیده با هم رفتیم... اول وارد لابی ی هتل شدیم دیدیم شهرام گیلابادی و مهران دوستی کنار هم وایسادن و مصاحبه میکنن کلی ذوق کردیم و رفتیم پهلوشون بعد به مهران دوستی سلام کردیم واز این جور حرفا... اونم باهامون صحبت کرد... بعد چند تا دانشجو اومدن و با مهران دوستی مصاحبه کردن ما هم اون جا حرفای مهران دوستی رو تایید میکردیم خیلی خوش گذشت کلا بعد مهران دوستی گفت من دارم میرم مراسم اختتامیه جشنواره کوثر بعد ما گفتیم چه کنیم و چی کار کنیم بعد تصمیم گرفتیم ما هم بریم رفتیم سوار اتوبوس شیم بعد گفتن شما باید کارت دعوت داشته باشین ما هم غمگین شدیم گفتیم تویه همین گری ویری کارت دعوت از کجا بیاریم همچین گفت دختر گل که من فک کردم دختر 2 ساله ام حالا ما 4 نفر بودیم ...2 تا کارت کم بود ای خداااااااااااااااااااااااااااا حالا چی کار کنیم به مامانم و خواهر سعیده گفتم ما دو تا میریم شما هم برین خونه هاتون...(چه پر رو) بعد دیگه یکی از اون بالا اومد و 2 تا کارت دیگه هم بهمون داد ما هم کلی ذوق کردیم و گفتیم اخ جوووووون میریم مراسم حالا از همون اول مامانم اومده تو اتوبوس گیر داده که فقط یک ساعت میشینیم اون جا و زود بر میگردیم چون فردا هم من و هم سعیده مدرسه داشتیم و خونمون از اون جا( یعنی خیابون طلاب بین وحید 6-8 )دور بود بعد تا ساعت 5:30 تو اتوبوس نشستیم تا حرکت کنه ساعت 6 رسیدیم اون جا رفتیم که بریم تو گفتن کارتاتونو بدین ما گفتیم نمیدیم کارتا مال خودمونه باز دوباره گفتن بدییییییییییییییییییین ما هم مجبور شدیم بدیم(اگه نمیدادیم نمیزاشتن بریم تو) رفتیم داخل همه ی صندلی ها تقریبا پر شده بود فقط صندلی های ته سالن خالی بود ما هم رفتیم تقریبا ردیفای از اخر چهارم نشستیم مراسم شروع شد: در مراسم اختتامیه این جشنواره که جمع کثیری از کارگردانان بازی گران سینما گران منتقدان دست اندر کاران سینمای کشور مسئولان سینمایی استان و جمع کثیری از علاقه مندان سینما حضور داشتند. اجرای مراسم اختتامیه را سودابه اقاجانیان مجری رادیو و تلوزیون بر عهده داشت در ابتدا جواد شمقدری (مشاور هنری رئیس جمهور) با قرائت پیام رئیس جمهور به جشنواره از زحمات دست اندر کاران این رویداد سینمایی تشکر کرد. بعد محمد خزاعی (دبیر سومین جشنواره فیلم کوثر) گفت: به سبب کمبود وقت از ارائه عمل کرد و روند برگذاری این جشنواره معذور است و فت یا حق و رفت. همچنین محمد جواد محمدی زاده (استاندار خراسان رضوی) از این جشنواره تشکر کرد. در ادامه مراسم نوبت به تقدیر از 8 سینما گر و کارگردان صاحب نام سینمای ایران رسید.که در اثار خود نقش تاثیر گذار زن را در جامعه به تصویر کشیده اند با اهدای جوایز و تندیس های مخصوص از (ابراهیم حاتمی کیا).(رخشان بنی اعتماد).(احمد رضا درویش).(مجید مجیدی).(پوران درخشند).(رسول صدر عاملی).(مجتبی راعی)و(انسیه شاه حسینی) قدردانی شد. سپس مهندس محمد رضا جعفری جلوه (معاون سینمایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) در باره جشنواره سخن رانی کرد در ادامه نیز علی رضا افشار (معاون سیاسی وزیر کشور و رئیس ستاد آیه های ایثار و تلاش) در باره نقش تاثیر گذار زنان در سینما سخن گفت. سپس داوران بخش های مختلف جشنواره برگذیدگان خود را شرح دادند و به ان ها دیپلم افتخار و جوایز نقدی دادند: نگارش طرح :تیر داد سخایی تندیس:محمد رضا رحمانی نگارش طرح:محمد هادی کریمی و سعید حاجی میری به ترتیب نفرات اول تا سوم معرفی شدند. برای فیلم کوتاه : علی بیات:فیلم در استانه مرجان اشرافی :ان بالا کنار جاده جواد مزد ابادی:فیلم نسیم عطر پیراهن اهدا کردند در بخش مستند: لیلا نادری و محسن محقق و ماجد نیسی و وحید زارع زاده و صدف فروغی دیپلم افتخار و تندیس جشنواره را دریافت کردند (لادن طبا طبایی) به عنوان بهترین بازیگر زن در بخش سینمایی-ویدیئویی دیپلم افتخار و تندیس را گرفت برای فیلم بلند گریه کن تندیس مخصوص بهترین بازیگر زن جشنواره دیپلم افتخار و جایزه نقدی به (گلشیفته فراهانی)به خاطر بازی حسی در فیلم میم مثل مادر تعلق گرفت. تندیس مخصوص بهترین کارگردان را به (رخشان بنی اعتماد)برای فیلم (گیلانه) و دیپلم افتخار بهترین کارگردان به فیلم (میم مثل مادر) ساخته زنده یاد (رسول ملا قلی پور) تعلق گرفت. مراسم اختتامیه سومین جشنواره فیلم کوثر با اهدای جایزه تندیس بهترین فیلم به(منوچهر محمدی) تهیه کننده فیلم (میم مثل مادر) و اختصاص جایزه مخصوص به فیلم (مریم مقدس) به کارگردانی (شهریار بحرانی) پایان یافت <<حاشیه های این مراسم از خودش جالب تر بود!!!>> *مراسم اختتامیه با نیم ساعت تاخیر اغاز شد. *در ابتدای مراسم پس از تلاوت قران کریم زیارت خاصه امام رضا (ع) قرائت و کلیه حاظران پس از احترام به این امام همام به ادامه مراسم پرداختند. *به خاطر گنجایش کم سالن شهید هاشمی بسیاری از تماشا گران و حاضران به صورت ایستاده بیننده این مراسم بودند. *اهدای جوایز در بخش های مختلف پس از پخشی کلیپی برای معرفی داوران هر بخش صورت گرفت. *پرچم چهارمین دوره این جشنواره که دو سال دیگر برگذار خواهد شد تحویل مشاور امور بانوان استان کرمان شد تا استان کرمان میزبان بعدی باشد. *گروهی از نوازندگان موسیقی سنتی به اجرای مراسمی پرداختند *انجمن زنان هنرمند ستاد(ایه هایه ایثار و تلاش) جایزه مخصوص خود را به (جمال شورجه)اهدا کرد *(پروین سلیمانی) با ان که توان راه رفتن را نداشت با کمک (الهام حمیدی)به بالای سن امد تا دیپلم افتخار دریافت کند وی پس از گرفتن جایزه به سبب تشویق بیش از حد تماشا گران در حالی که اشک میریخت از حاضران تشکر می کرد و با بلند کردن دست هایش به سوی اسمان از خداوند تشکر کرد. *برخی از برگذیدگان در مراسم حضور نداشتند مثل گلشیفته فراهانی و لادن طبا طبایی و.. *هنگام تقدیر از 8 کارگردان برجسته و صاحب نام سینمای ایران حاضران با شنیدن نام (رخشان بنی اعتماد) (ابراهیم حاتمی کیا) و (مجید مجیدی) با ابراز احساسات فراوان انان را تشویق کردند *هنگام صدا زدن گلشیفته فراهانی به عنوان برنده تندیس بهترین بازیگر زن جشنواره حاضران به گمان این که وی در سالن حضور دارد به تشویق او پرداختند ولی در کمال نا باوری او در سالن حضور نداشت. *هنگام صدا زدن (رسول ملا قلی پور) برای اهدای جایزه بهترین فیلم به(میم مثل مادر) همسر زنده یاد رسول ملا قلی پور بر روی سن امد همگی حاضران به احترام ملا قلی پور از جا برخاستند و با قرائت فاتحه برای وی به او ادای احترام کردند *پس از پایان مراسم بازار عکس با هنرمندان و امضا گرفتن از انان از سوی حاضران و تماشا گران مراسم حسابی داغ بود. *هیچ کدام از برگزیدگان جشنواره پس از کسب جایزه حرفی نگفتن. *جایگاه زنان و مردان میهمان جشنواره از هم جدا بود که به همین دلیل بسیاری از بازیگران برای صحبت با همسران خود مدام از حرکت دست و زبان اشاره استفاده میکردند که این کارها باعث خنده خودشان میشد. *دکور و طراحی صحنه سالن اجرای مراسم به طرز زیبایی تزئین شده بود *مجری مراسم بارها اسامی را اشتباه تلفظ می کرد و گاه از سوی دبیر جشنواره گفته های او تصیح می شد *(مهران دوستی) مجری رادیو به عنوان میهمان در این مراسم حضور داشت دیگه تموم شد...ببخشید من اینقد کتابی نوشتم و ببخشید که این قدر زیاد بود تازه من کلی از سر و تهش زدم... جای همه خالی بود به امید دیدار همه دوستان در این جور مراسم ها راستی دوربین از دست یک نفری افتاد و نمیدونم چی کارش شد که دیگه روشن نمی شد به این دلیل نتونستم عکس بگیرم مثل همیشه یا حق ****************،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،********************** یلدا یعنی این که یادمان بماند که زندگی اینقدر کوتاه است که یک دقیقه اش بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت سلام...سلام...سلام خوبین؟ چه خبرا؟ خوش میگذره سر کلاس و مدرسه و سر کار و این ور و اون ور؟ برای من که بدک نیست...(به امید خوب تر شدن) شنیدم بچه هایه رادیو جوان به مخصوصا بچه هایه برنامه ی نشونی میخوان پنج شنبه و جمعه بیان مشهد ولی من نمیدونم برنامشون کجا ی مشهد میخواد برگذار بشه ولی هر جا بشه میرم...اگه شما خبر دار شدین کجای به منم بگین ممنون میشم شنیدم به اونایی که توی شیراز بودن کلی خوش گذشته بابا خوش به حالتون راستی دیشب ساعت یک ربع به 9 مهران دوستی اومده بوده شبکه خبر من که نتونستم ببینم یعنی نفهمیده بودم (دیشب ساعت 11 فهمیدم) شما ها که دیدین خوش به حالتون بی خیال قالب وب رو هم میزارم فعلا همین باشه ولی وقتی دیگه باهاش حال نکردم همون قبلی یه رو میزارم امروز ریاضی داشتیم بعد بچه ها رو به ترتیب میزصدا میزد تا بیان و تجزیه ها و اعداد گویا و اتحاد ها رو حا کنن (من ردیف وسط میشینم ویز دوم) دبیر ریاضی مون ادم شوخی ی و بعضی وقتا با من شوخی میکنه مثل امروز که گیر داده بود به من همش به من نگاه میکرد و میگفت امروز به تو نمیرسه و منم تو رو پایه تخته نمیبرم... وقتی یک ربع به زنگ شد و منم دیدم اره به من نمیرسه که من هم برم پایه تخته جامو عوض کردم و رفتم میز چهارم ردیف اول نشستم بعد این دبیر گرامی هم به ترتیب بچه ها رو میبرد پای تخته دیگه تا اومد بگه نفر بعدی بره پای تخته دید من نشستم جایه نفر بعدی بعد کلی بچه ها خندیدن کلی حال کردیم جاتونم خالی بود بعد رفتم پایه تخته ۳ تا تجذیه حل کردم تا اومدم یکی چهارمی رو حل کنم زنگ خورد تموم شد کل داستان ما این بود دعا کنین بتونم برم پیشه بچه هایه نشونی بعد یک اپ طولانی میکنم واسه اپ این دفه هم ببخشید یک کم دیر شد فعلا بای بای یا حق ************************************************************** سلام سعی میکنم فردا یعنی یک شنبه یک اپ بکنم درباره ی برنامه دیروز و برو بچه هایه نشونی و شهرام گیلابادی و مراسم اختتامیه جشنواره کوثر فعلا یا حق چه خبرا؟ خوش میگذره؟(این حرفا کلیشه ای شده) فردا یک کم درسام سبک تره گفتم ان شم ببینم چه خبره ولی ببخشید که این اپم یک کمی دیر شد در ضمن قالب وب رو عوض کردم نظرتون رو دربارش بگین اگه خوب نیست دوباره همون یکی قبلی رو بزارم و این که دیگه دوستایه پارازیتی مثل همیشه ان نمیشن چی شده؟(فک کنم همه خر خون شدن و نشستن سر درسا) دیگه حرف زدنم نمییاد حق نگهدار ********************************************************************** اون لحظه کـــه تــو فکرتم، گــريه امــونم نميده غم ميشينه رو آينه، گـريه امـــونم نميده از روزي کـــه نديـدمت، دلتنــگ چشمــاي توام نمي دونم چه حسيه، بي تاب دستهـــاي توام تيـک تيــک ساعت اتاق، صــداي قلبتــو داره گلــدون پشت پنجــره، تــو رو به يــادم مياره ميپيچه عطر نفسهات تو هر کجاي اين خونه از دوري و نبودنت، دلــم چـه تنهــا مي مونه وقتي نباشي پيش مــن قلبم ترک ور ميداره! يــواش يــواش ميشکنه و اشـک منو در مياره اون لحظـه کـه تـــو فکرتم، گــريه امــونم نميده تو اين روزاي بي کسي غم هميشه باهام بوده (شايان نجاتي) خوبین؟خوشین؟چه خبرا؟چی کار میکنین؟کجایه دنیایین؟ اخیش این هفته هم داره تموم میشه اخه فک میکردم این هفته بد ترین هفته ی امسال باشه ولی حالا که داره تموم میشه دیگه این فکر رو نمیکنم( این هفته هر روز دو تا امتحان داشتم و یک شنبه و سه شنبه هم کنفرانس داشتم) فکرشو بکنین هفته ی خوبی نبود ولی خوب بدم نبود من که فک کنم هم امتحان هامو خوب دادم و هم کنفرانس هامو ولی بستگی داره این دبیر هایه گرامی خوب نمره بدن یا... ولی خوب دیگه نیمی از سال تحصیلی تقریبا گذشت دو سه هفته ی دیگه امتحانات ترم اول شروع میشه و...(نمره هایه درخشان میگیریم بعد کارنامه هایه خوشگلمونو میدن دستمون فقط باید یادمون باشه که با دست راست بگیریم بعدشم عید مییاد و... بعدشم عید تموم میشه و دوباره میریم مدرسه و بعدشم تابستون مییاد دیدین چه زود همه ی اینا میگذره اره به زبون آسونه و زود میگذره ولی... ولی باز هم این لحظه هایی که دارن میگذرن بخشی از عمرمونه از عمرمون خوب استفاده کنیم(این درسی بود که باید بگیریم همین برام دعا کنین کارناممو بدن دست راست و از عمرم خوب استفاده کنم منم براتون دعا میکنم که به آرزو هایه خوشگلتون برسین یا حق تو را به جای همه ی روزهایی که نزیسته ام دوست دارم به خاطر بوی پهنه ی دریا بوی نان گرم به خاطر برفی که آب میشود به خاطر نخستین گل ها به خاطر جانوران پاکی که از انسان نمیترسند به خاطر دوست داشتن تو را دوست دارم تو را به جایه همه ی زنانی که دوست ندارم دوست دارم جز تو کیست که مرا منعکس کند من خویش را بس اندک میبینم بی تو هیچ نمیبنم مگر گسترده ای متروک میان گذشته و امروز بسا مردگان بودن که من به علف گذر کردم مرا یاری ان نبود که به دیوار اینه ام رخنه کنم میبایست زندگی را واژه به واژه بیاموزم همان گونه که از یاد میبرند تو را دوست دارم به خاطر دانایی ات کز آن من نیست برایه سلامتی تن تو را دوست دارم به رغم هر چه جز تو هم نیست به خاطر این دل نامیدا کز انم میست میپندارم که شکی و سر و پا خردی تو ان خورشید بزرگی که مرا مدهوش میکند آن دم که به خوشتن یقین دارم ********************************************************************* فک کنم این شعر ماله پل الوارد است یا حق
...بعد یک اقایی گفت باید دیروز میومدین و کارت میگرفتین.همون موقع یک خانومی بالایه سرمون اومد و گفت بفرمایید دو تا کارت برای شما دو دختر گل...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
(مجید کامنت گذاشت و یادم اورد)![]()
عید قربان و شب یلدا مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
و اونم دهنش وا موند![]()
![]()
![]()
![]()
)![]()
)![]()
![]()



