آسمون آبی
!!!همه چیز از همه جا... فعلا خاطرات مدرسه!!!
برنامه جدید«پنجشنبه بازار اندیشه» به زودی روی آنتن شبكه رادیویی جوان میرود. یونایتد قهرمانه!!! فقط همین ¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٬¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤ سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟؟؟ من دارم میرم حرم!!! برو بچز واسه همتون دعا میکنم... با یکی از بچه های پارازیت هم قرار دارم...هم من و هم سعیده! امید وارم بتونیم همو ببینیم! اگر بعدا" اون دوست خواست اسمشو فاش میکنم که با کی قرار داشتیم... فعلا فقط همین که توی حرم با هم قرار داریم! موفق باشید یا حق هر کسی دو تاست و خدا یکی بود یکی چگونه می تواند باشد هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ٬ هست و خدا کسی که احساسش کند نداشت . ٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬٫٬ دوباره سلام... جای همتون خالی... حرم خیلی خوش گذشت!!! دوستمون رو هم دیدیم...جاتون خای!!! در ضمن اومدم بگم که شاید دیگه این جا اپ نشه تا بعد از امتحان هام!!! از ۲ خرداد تا ۲۵ خرداد امتحان دارم!!! برام دعا کنین امتحان هامو خوب بدم! منم واستون دعا میکنم و فعلا همین موفق باشید بازم برام دعا کنین یا حق خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ این عکس به نطرم جالب اومد گفتم بزارم شما هم ببینین. و این هم يه متن جالب که گفتم بزارم... ولی یک کمی طولانی هست. بسمه تعالي يادش بخير، اولين شبي كه وارد خوابگاه شدم. وقتي كه همراه پدرم به خوابگاه همايونپور اون زمان (در حال حاضر خوابگاه شهدا) رفتم، هوا غروب كرده بود.رفتم داخل نمازخانه ساكهايم را آنجا گذاشتم. بعد رفتيم وضو گرفتيم و نماز مغرب و عشا را خوانديم. اولش احساس خاصّي نداشتم ولي بعد پدرم به شهرستان برگشت و كمكم احساس غربت و تنهايي سراغ من آمد. احساس اضطراب هم داشتم. آخر معلوم نبود كه اسم من داخل ليست اين خوابگاه بود يا خوابگاه نجات. احساس غربت ادامه داشت تا اينكه يكي ديگر از دانشجوها هم آمد. اون هم نميدانست كه اسمش توي اين خوابگاه است يا خوابگاه ديگر. ولي احساس غربت وقتي برطرف شد كه او هم وضو گرفت و نماز خواند. نمازش با حال بود. راستش آدم وقتي تنها ميشه، بهترين رفيق آدم خداست. كمكم احساس آرامش ميكردم. دوست داشتم كه سر صحبت را باز كنم. اما منتظر بوديم تا يك نفر از ادارهي امور خوابگاهها بياد و تكليف ما معلوم بشه. نگهبان خوابگاه چند بار با اداره تماس گرفت. تا اينكه يكي از مسئولين با ليست اومد و مشخص شد كه هردوي ما در خوابگاه نجات اسكان داريم. ميخواستيم بريم خوابگاه نجات، ولي آدرس را بلد نبوديم، وسيلمون هم زياد بود. كروكي را از اون مسئول كه خودش دانشجو بود گرفتيم، ولي بعد از چند دقيقه به ما گفتند كه يك ماشين ادارهي خوابگاهها به خوابگاه نجات ميرود، شما هم ميتونيد با اون برويد. توي ماشين باهم صحبت كرديم، در مورد رتبهي كنكور و درصدها و رشته و شهرمان. معلوم شد كه اتفاقاً هم رشتهاي هم هستيم و اتفاقاً توي يك طبقه هم بوديم. من به داخل اتاق خودم و اون هم به داخل اتاق خودش رفت. باز دوباره احساس غربت شروع شد. در و ديوار اتاق پر بود از اشعاري كه معني خاصي نميدادند. يك پارچ آب شكسته و چند تا شيشه نوشابه داخل اتاق بود. تا اونجا كه يادمه چند تا ته سيگار هم توي اتاق بود. انگاري ساكنان اتاق نميدانستند كه سيگار واسهي سلامتي ضرر داره. رو به قبله روي صندلي نشستم و با خدا راز و نياز ميكردم كه چرا من اومدم اينجا، روي هدفم و روي گذشته، روي حرفهاي پدر و مادرم، روي حرفهاي آشنايان. نميدونستم چه آيندهاي در پيش است، ولي از خدا طلب خير ميكردم. اين داستان ورود من به خوابگاه بود. كمكم كه ميگذشت با بچّههاي خوابگاه و طبقه آشنا ميشدم. تمام كِيفم اين بود كه موقع نماز بشه و وضو بگيرم و با هم توي نمازخونهي خوابگاه نماز جماعت بخونيم. بيشتر وقتمان را درس ميخوانديم و تجربهي چند سالهام هم نشان ميدهد كه بهترين كار در خوابگاه همين درسخواندن است. اصلاً اگر كمي فكر كنيم، ميبينيم كه ما براي درسخواندن از شهرمان دور شدهايم، وگرنه هيچجا مثل محيط خانواده پاك و صميمي نيست. خانواده پر از صميميت، گذشت، فداكاري و محبت است و دليلي ندارد اينكه شخصي اين محيط عالي را رها كند و به داخل جمعي كه هر شخص يك من جداگانه دارد وارد شود. ولي افسوس ميخورم كه عدّهاي سعي ميكنند آن خلأ را با شبنشينيها و لذتجوييهاي كاذب پر كنند. هيچ چيز جاي محبّت اعضاي يك خانواده را نسبت به همديگر نخواهد گرفت. امّا فاجعهي اصلي آنجاست كه يك دانشجوي خوابگاهي بهجاي پدر و مادر و اعضاي خانواده، هماتاقي را محرم اسرار خود بداند. از اين بحثها كه بگذريم بهتر است كمي هم از خوبيهاي خوابگاه بگويم. وقتي داخل خوابگاه شدم، اوّلين مسألهاي كه بروز نمود رعايت حقوق هماتاقيها بود. ديگر اينجا نميشود هرجور كه دلت ميخواهد رفتار كني، بلكه بايد حقوق ديگران را محترم بشماري تا آنها هم به حقوق تو احترام بگذارند و اين خود بهترين تمرين نظم و انضباط است. داخل خوابگاه الگوهاي مناسبي براي زندگيكردن درست ميتوان پيدا كرد. افرادي كه هم در درس و هم در زندگي موفّقند و ميتوان از آنها الگو گرفت. داخل خوابگاه ميتوان دوستاني پيدا كرد كه آدم را از عيبهايش مطّلع كنند. داخل خوابگاه ميتوان آموخت كه چگونه با ديگران تعامل سازنده داشته باشيم. و درنهايت داخل خوابگاه است كه ميتوان ارزش خانواده و جايگاه آن را درك نمود و قدر محبّتهاي پدر و مادر را دانست. واسه خودم هم از توی بلاگفا مییاد!!!! چیکارش کنم ایا؟؟؟؟؟؟؟!!!! وای خدا دارم از ذوق میمیرم!!!!!! خوبین؟ دلم براتون شده قد یک نخود!!!!!!! این مدت نبودم شرمنده... مثلا داشتم ترک میکردم تل خونه قطع بود موبایل رو هم گذاشته بودم کنار فقط باهاش میس میزدم در جواب اس ام اس ها ببخشید دیگه دوستان اس ام اسی در جریان هستن! بله استاد . مجید دلبندم بودن... الانم تا اون جای که من خبر دارم سالم و سلامت هستن... ایشالله همیشه تمام پارازیتی های عزیز تر از جان سالم و سلامت باشن. من دیگه برم امروز که ان شدم فقط میل چک کردم و اف و کامنت خوندم یک کوچولو هم دارم وب نویسی میکنم سلمان خان شما مراحمی. به به فرشته خانوم مبارکه وب جدید!!! مرسی نون جون که همیشه به یادمی. از بقیه هم ممنون. موفق باشید یا حق ¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤٫¤ دوباره سلام امروز تولد سعیده هست.۵شنبه. دختر عمه ی عزیزم... تولدت مبارک عزیزم. ایشالله تولد سال دیگتو هم همین جا بگیرم... موفق باشی و سرزنده یا حق
به نقل از روابط عمومی شبكه رادیویی جوان، مدیر گروه جوان و اندیشه رادیو جوان، ضمن تاكید بر وظیفه این گروه بر آشناسازی جوانان با اندیشههای جدیدی كه از طرق مختلف وارد میدان علم و اندیشه كشور شده، به معرفی برنامههای جدید گروه جوان و اندیشه رادیو جوان پرداخت كه با هدف تشخیص اندیشه صحیح از اندیشه غلط در شرف آمادهسازی است.
سیدحسین حسینی گفت: «پنجشنبه بازار اندیشه» عنوان برنامهای جدید در این گروه است كه برای آشنایی با تفكر انتقادی در مواجهه با انواع و اقسام اندیشهها تولید میشود. در این برنامه به صورت موضوعی استدلالهای نادرست و مغالطات طرح و تبیین میشود، ایده تبیین مغالطات از كتابی با عنوان «مغالطات» اثر «علیاصغر خندان» گرفته شده است.
وی ادامه داد: معرفی اندیشههای نوظهور كه تازگی وارد جامعه شده است و در نشریات و مجلات به چشم میخورد (با رویكردی انتقادی) از دیگر بخشهای این برنامه است. در قسمت دیگر «پنجشنبه بازار اندیشه» اندیشههای اسلامی و دینی را مطرح میكنیم و به مخاطبان جوان این فرصت را میدهیم كه با استفاده از مطالب ارائه شده در برنامه جریانهای فكری را بهتر بشناسند. بحث آیندهشناسی از جمله آیندهشناسی دینی (موضوع آخرالزمان) از دیگر قسمتهای جذاب این برنامه است.
حسینی همچنین اظهار داشت: «پنجشنبه بازار اندیشه» در حالت كمی بررسی مفاهیم اندیشهای را به صورت كوتاه و با زبانی قابل فهم برای جوانان در سرفصل فعالیتهای خود قرار داده و پس از پخش هر قسمت این امكان را در اختیار مخاطبان جوان خود میگذارد كه برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد موضوعات مطرح شده در هر قسمت، به سایت «پنجشنبه بازار اندیشه» مراجعه كنند.
مدیرگروه جوان و اندیشه رادیو در پایان بیان كرد: تصمیم داریم كه به جای برنامه ظهر جمعه گروه جوان و اندیشه، برنامهای در مورد امام زمان (عج) و با محوریت نهضت انتظار روی آنتن ببریم در این برنامه به فعالیتهای فرهنگی، علمی و اندیشهای زعمای شیعه از ابتدای غیبت كبری تاكنون پرداخته میشود. 


براساس این گزارش همچنین
که پیش ازاین مدیرکلی رادیو کرج را نیز برعهده داشته است.
خبرنگار البرز در ادامه گزارش خود خبر از انتصاب یک بانوی دیگر به سمت مدیر شبکه رادیویی خانواده داد . ![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

| Design By : Night Skin |



